نامه مدیر وبلاگ سنتور سازی اصیل به فرزندان استاد پرویز مشکاتیان

با سلام

 خدمت فرزندان استاد بزرگوارم استاد پرویز مشکاتیان استادی که  نشانه یک استاد و یک عاشق و کسی که عشق را به ما نوازندگان سنتور یاد داد .

آوا و آیین عزیز نمی دانم این  نامه را به چه صورت  بنویسم اما برای شما عزیزان آرزوی موفقیت میکنم .

پدر شما استاد پرویز مشکاتیان کسی که عاشق موسیقی   به  خصوص سنتور و تار بود و صد حیف که ازمیان  جمع ما  هنرمندان رفت.

آوا و آیین عزیز حالم بعد از مرگ پدرتان  دگرگون گشته و هر روز برای ایشان از خدا بهترین ها را آرزو  میکنم و از خدا میخواهم که  با  خوبان مهشورش کند.

راستی به مقبره  استادم سری میزنید از طرف  من به  استاد  بگویید  نمیگذاریم موسیقی کشور عزیزمان ایران و صدای سازت و آن همه آلبوم ها و خاطراتت از یاد  برود من به  شما قول میدهم که یاد استاد در دلها و قلبهای ما است و جاودان خواهد ماند.

آوا وآیین عزیز از شما فرزندان استاد بزرگوار میخواهم که صبور و پایدار و به مانند پدرتان قدرت داشته باشید.

پدرتان  یک استاد واقعی و یک  نابغه موسیقی بود و باز هم میگویم  که یاد پدرتان هیچوقت از دلها و جانهای ما نمیرود به آن روزی فکر میکنم که  پیش استاد بزرگم مشکاتیان بروم و بر دستهای ایشان بوسه زنم از خدای منان برای شما صبر و آرزوی موفقیت در کارهایتان را دارم .

با ارزوی دیدار   شما مدیر وبلاگ سنتور  سازی اصیل  

نوشته شده در تاریخ:۲۳/۴/۱۳۸۹ نوشته شده در ساعت۱۱:۱۵ دقیقه

گفت‌وگو با سعيد ثابت نوازنده برجسته سنتور

 

  • ساز سنتور چه نقشي در اركسترهاي ايراني ايفا مي‌كند؟

در حقيقت سنتور به دليل نوع صدادهي‌اش نقش بسيار مهمي در اركستر دارد، اين ساز از صداي بسيار درخشان، شفاف و نافذي برخوردار است و به دليل پژواكي كه از اين ساز باقي مي‌ماند، مي‌تواند مكمل سازهايي مثل عود و ديگر سازهاي بم باشد. سنتور در اركسترهاي موسيقي ايراني به اندازه‌اي از اهميت برخوردار است كه اگر نباشد، اركستر خالي صدا خواهد داد و اين همان طور كه اشاره كردم به خاطر نوع صدادهي و پژواكي است كه از آن باقي مي‌ماند.اين ساز البته در برخي گروه‌ها كمتر ديده مي‌شود. در حال حاضر گروه‌هاي موسيقي ترجيح مي‌دهند از سازهايي مانند تار، كمانچه، عود و... استفاده مي‌كنند و اگر بخواهند كه صداي سازهايشان كامل‌تر به نظر برسد از ني، تنبك و ديگر سازهاي كوبه‌اي مثل دف استفاده مي‌كنند، در واقع به اين وسيله مي‌خواهند تا كمبودهاي اركستر را از نظر ملوديك و... با استفاده از سازي مانند دف جبران كنند كه اشتباه است. (كه البته اعتقاد من بر اين است كه دف مناسب موسيقي محلي است و در موسيقي سنتي ايران كارآيي چنداني ندارد و در اين رابطه تنبك مي‌تواند نقش بهتري را ايفا كند.) به هرروي سنتور نقش مترونوم را در اركستر دارد و با ظرايفي كه در آن نهفته است، مي‌تواند مكمل ملودي باشد. اين ساز نقش موتور يك اركستر را ايفا مي‌كند و اگر نباشد، اركستر خالي صدا خواهد داد. اما اين روزها نمي‌دانم چرا مدام اركسترها كوچك و كوچك‌تر مي‌شوند و حتي ديگر نمي‌شود نام اركستر بر بسياري از آنان نهاد. ‌

  • با تمام قابليت‌هايي كه شما براي اين ساز قائل شديد، سنتور هميشه نقش كمرنگي در موسيقي ايران داشته است، اين موضوع به چه علت است؟

همان طور كه اشاره كردم اركسترهاي ايراني در حال حاضر بسيار كوچك شده‌اند كه اتفاقا عدم استفاده از سنتور نقش مهمي در اين رابطه داشته است.البته نبايد اين نكته را ناديده گرفت كه نواختن اين ساز بسيار مشكل است و تنها نوازنده‌اي درآن موفق است كه وقت و انرژي بسياري براي آن بگذارد، در واقع تبحر در نوازندگی سنتور نياز به ممارست فراوان دارد. براي روشن شدن مساله كافي است تنها به اين نكته اشاره كنم كه نوازندگي در سنتور درست مانند ورود به دانشكده‌هاي خارج از كشور است كه وارد شدن به آن آسان است اما خارج شدنش مشكل، بر عكس سازهاي ديگر مثل تار و... كه به دانشگاه‌هاي ايراني مي‌مانند كه ورودشان سخت و اما ادامه دادن آن آسان است، پس نوازنده بايد تسلط كامل بر اين ساز پيدا كند و با ظرايف اين ساز آشنا باشد تا بتواند از آن در تك نوازي و گروه نوازي استفاده كرده و قابليت‌هاي سنتور را نشان دهد. ‌

  • اشاره داشتيد كه اركسترها در حال حاضر كوچك شده‌اند و بنابراين از سنتور بهره نمي‌گيرند، اما در تاريخ موسيقي ايران اين ساز مثلا‌ در مقايسه سازي مانند تار همواره در مهجوريت بوده است.

اول اينكه <تار> را مي‌توان يك ساز ملي تلقي كرد كه تقريبا در بسياري از خانواده‌ها يافت مي‌شود، يعني اگر قرار باشد در خانواده‌اي كسي سازي ياد بگيرد اولويت با <تار> است، از طرف ديگر در موسيقي هميشه نابغه‌ها هستند كه رل مهمي ايفا كرده‌اند و به ساز اهميت داده‌اند و در مورد <تار> تعداد اين نوازنده‌هاي برجسته بسيار بالا‌ بوده است، اساتيدي مانند شهنازي، كلنل علينقي وزيري، ميرزا حسين قلي و ميرزا عبدا... كه همگي نوازندگان بسيار بزرگي درتار بوده‌اند. وقتي تعداد نوازندگان برجسته يك ساز بالا‌ باشد، آن ساز مي‌تواند حرف‌هاي بسياري براي گفتن داشته باشد.

هيچ كس نمي‌تواند منكر تاثير استاد <تهراني> در قدرت بخشيدن به ساز <تنبك> باشد، همين نقش را استاد كسايي براي ساز ني ايفا كردند و استاد <پايور> براي ساز سنتور و در اين ميان نقش استاد <پايور> به اندازه‌اي مهم است كه مي‌توان دوران سنتور را به بعد و يا قبل از او تقسيمبندي كرد.قبل از استاد پايور هم نوازنده‌هاي چيره‌دستي وجود داشته‌اند كه چون رسانه‌هايي مانند راديو و تلويزيون به شكل كنوني وجود نداشته‌اند، آثار صوتي چنداني از آنان باقي نمانده است و اگر هم هست بسيار محدود است، اما بعد از استاد <پايور> و بعد از نبوغي كه ايشان در اين ساز داشتند، سنتور آنچنان نمود پيدا كرد كه به يكي از سازهاي مهم اركسترهاي ايراني بدل شد، البته در كنار استعداد و نبوغ بسيار ارزنده استاد <پايور> شخصيت منحصر به فرد ايشان هم در اين زمينه نقش مهمي را ايفا كرد. به هر حال رپرتوار عظيمي استاد پايور براي اين ساز تهيه كرده‌اند و به خاطر برنامه ريزي منسجم او مي‌توان تاريخ سنتور را به بعد و قبل از او تقسيم بندي كرد. در كنار تمام اينها قدرت نوازندگي ايشان هم به هيچ عنوان قابل بحث نيست و به جرات مي‌توان گفت كه او همه چيز را در مورد اين ساز تمام كرده است و شايد بسيار بعيد باشد كه تا سال‌هاي متمادي طبيعت نوازنده‌اي به قدرت او تحويل جامعه دهد، چرا كه او قطعاتي را به مرحله نگارش درآورده است كه بسيار جلوتر از زمان خودش و حتي اكنون بوده و مي‌توان آنان را قطعاتي براي آينده دانست. آثار او از چنان قدرت و زيبايي برخوردار است كه با وجود پيشرفت‌هايي كه در تكنيك نوازندگان امروزي صورت گرفته است، همچنان پيشرو بودنش را حفظ كرده است. در بسياري از آثار او وقتي ملودي‌ها را از اول تا آخر بررسي مي‌كني، در هر قطعه زيبايي مشهود است، يعني ملودي‌ها در ارتباط با هم قرار دارند، اما اگر يك يا دو ملودي حذف شود به ساختمان كلي قطعه آسيبي نمي‌رساند كه اين به خاطر استحكام و زيبايي آنان است، البته نوازندگان و آهنگسازان ديگري نيز هستند كه در اين ساز ذوق فراواني دارند، اما ممكن است برخي از آثارشان از اين قدرت و زيبايي برخوردار باشد و بقيه زيبايي نسبي دارند در حالي كه تمام آثار پايور از زيبايي خاصي بهره‌مند است. به هر حال اوجي كه استاد <پايور> به آن دست يافته است تاكنون دست نيافتني بوده است. ‌

  • بسياري، سنتور را هم تراز پيانو در موسيقي غربي مي‌دانند، شما به اين مساله صحه مي‌گذاريد؟

سنتور به خاطر ساختمان و قابليت‌هايي كه دارد و همچنين چون با استفاده از دو دست مي‌توان نت‌هاي همزمان و با فاصله زياد را اجرا كرد، از لحاظ تكنيك نوازندگي به پيانو تشبيه شده است، اما نبايد اين مساله را فراموش كرد كه هر كدام از اين سازها نقش خاص خود را در موسيقي دارند و نمي‌توان از آنان اين انتظار را داشت كه رل يكديگر را ايفا كنند، اگر چه نوازنده سنتور هم مي‌تواند مانند يك پيانيست با يك دست ملودي و با دست ديگر پايه را نگاه دارد. در همين زمينه استاد <پايور> قطعه‌اي با نام <فریبا> دارد كه در عين حالي كه آن را با تكنيك پيانو نوشته‌اند، اما ملودي منطبق با رديف موسيقي ايراني است. ‌

  • به نظر مي‌رسد يكي از مشكلا‌ت اركسترها در استفاده از ساز سنتور، كوك آن است، مي‌توان براي اين مساله چاره‌اي انديشيد؟

خب اين مساله وجود دارد، مثلا‌ <تار> داراي شش سيم است كه جفت كوك مي‌شوند و بقيه پرده‌بندي روي دسته تار است.اين ساز از سه جفت سيم سه تايي تشكيل شده است، در حالي كه هر خرك سنتور 4 سيم دارد كه بايد با هم همكوك باشند. فواصل در ساز سنتور بايد كاملا‌ دقيق باشند تا كوك اصلي حادث شود. علا‌وه بر آن قابليت‌هاي رفتن به دستگاه‌هاي ديگر در اين ساز كمتر است. مثلا‌ اگر بخواهد از شور به آواز اصفهان برود، مشكل خواهد بود در حالي كه سازهاي ديگر اين مشكل را ندارند، اما ما نبايد به هيچ عنوان اين مساله را فداي قابليت‌هاي كاملا‌ مشهود آن كنيم كه عبارتند از صداي خوش، درخشندگي، قدرت مانور و داشتن تكنيك‌هاي بالا‌. سنتور قابليت بالا‌يي از لحاظ صدا دهي در گروه خواهد داشت. ‌

  • چندي قبل گروه پايور تشكيل شد كه هم‌اكنون فعاليت‌هاي آن كمرنگ شده است، چرا؟

گروه پايور دوباره به سرپرستي استاد <هوشنگ ظريف> تشكيل شده است، ضمن آنكه در اين گروه <محمد اسماعيلي> تنبك، من <سنتور>، محمد دلنوازي <عود> و <محمد مقدسي> كمانچه، <رضا آبايي> و <داوود برزيده> قيچك و ني مي‌نوازند. ما با اين تركيب اواخر سال گذشته به چهار كشور اروپايي سفر داشته و برنامه‌هايي را اجرا كرديم. به هر حال رسالت گروه علا‌وه بر ارائه آثار جديد، احياي آثار قديمي است تا آنان را در دسترس جوانان قرار دهد و با ادبيات هنري و موسيقايي خود آشنايشان كند. ‌

  • شما از معدود افرادي هستيد كه علا‌وه بر اينكه به شكل تجربي با موسيقي سرو كار داريد، در زمينه تحصيلا‌ت آكادميك نيز فعاليت كرده‌ايد، فكر مي‌كنيد عدم پرداختن به تحصيلا‌ت آكادميك در موسيقي ايران چه ضرباتي را به موسيقي ما زده است؟

موسيقي ما علا‌وه بر اينكه در اين سال‌ها به شكل آكادميك درآمده است، شكل مكتبي خود را نيز حفظ كرده است. شيوه مكتبي هنوز هم اثرگذاري خود را داشته و جويندگان بسياري دارد كه تحت تاثير آن هستند، چرا كه مكتب‌ها رل اصلي را در جهت تربيت هنرجويان در وهله اول از لحاظ شخصيتي و در درجه دوم از لحاظ هنري ايفا مي‌كنند. اين مساله در موسيقي ايراني از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار است، اگر استاد <تهراني> توانست با تكنيك خود <تنبك> را زنده كند، شخصيت منحصر به فردش نيز از اهميت فوق العاده‌اي در اين زمينه برخوردار بود. به نظر من همان طور كه روي سردر سازمان ملل اين شعر <سعدي> را كه <بني آدم اعضاي يكديگرند> را نوشته‌اند، بايد سخن سعدي موسيقي ايران يعني استاد <تهراني> را نيز در سردر هر محفل هنري اعم از دانشگاه، وزارتخانه فرهنگ وارشاد اسلا‌مي، مراكز موسيقي و... قاب بگيرند كه هميشه معتقد بود <اول انسانيت، بعد هنر.> پس رسالت اصلي مكاتب موسيقي ما اول انسان سازي بوده است، بعد هنر. او هميشه تاكيد مي‌كرد 99 امتياز را بايد كسب كني كه امتياز انساني است و در مرحله آخر هنر اهميت دارد. ‌

  • به نظر مي‌رسد ارزش‌هايي كه شما بر آن تاكيد داريد، هم اكنون بسيار كمرنگ شده است، اين موضوع به چه علت است؟

دقيقا اين اتفاق افتاده است و اين در حالي است كه احترام به بزرگ‌تر و موسيقي از ديگر مسائلي بود كه اساتيد در گذشته اهميت فراواني براي آن قائل بودند، يادم مي‌آيد كه زمان هنرستان شاگردان حق نداشتند تا زماني كه به بلوغ فكري لا‌زم نرسيده‌اند در جايي مانند راديو مشغول كار شوند، اگر اين اتفاق مي‌افتاد استاد دهلوي و ديگران به شدت با او برخورد مي‌كردند. يعني يك موسيقيدان بايد در كارش به يك شخصيت هنري مي‌رسيد و بعد حق انتخاب داشت. در حقيقت لا‌زم بود تا احترام خود را حفظ مي‌كردند. در هر محفلي دست به ساز نمي‌زدند و تنها در جايي كه شايسته موسيقي بود پاي مي‌گذاشتند، بنابراين تا زماني كه از لحاظ تكنيك نوازندگي و شخصيت هنري به حدي نرسيدند، شروع به كار نكنند. من اگر در جايي مي‌خواستم شروع به كار كنم حتما قبل از آن از استاد پايور كسب اجازه كرده و مشاوره مي‌خواستم و اگر ايشان مجاز مي‌دانستند اين كار را انجام مي‌دادم.استاد پايور هميشه به ما گوشزد مي‌كردند كه يك نوازنده و خواننده بايد هنر را صرفا به خاطر هنر ياد بگيرند، يعني تمام تفكرشان اين باشد كه هنرمند خوبي شوند قبل از آنكه به معروفيت و پول بينديشند.استاد پايور هميشه مي‌گفت اگر اين تفكر وجود داشته باشد، بقيه موارد به دنبال آن خواهد آمد چون دائما به دنبال آن خواهد آمد و از لحاظ مالي و شخصيت هنري آن وجهه را پيدا خواهيد كرد، اما در حال حاضر همه مي‌خواهند به سرعت پولدار و معروف شوند، در حالي كه ما زماني كه كار گروهي انجام مي‌داديم، هدفمان فقط تمرين براي بهتر شدن كار گروهي بود نه اينكه اين كار‌ها را انجام دهيم تا كنسرت برگزار كنيم. در حقيقت مي‌خواستيم احساسات ما يكي شود. آنقدر تمرين مي‌كرديم تا گروه يكدست مي‌شد و ما هم يك احساس مشترك پيدا مي‌كرديم. به همين خاطر است كه هنگامي كه آثار پايور شنيده مي‌شوند كاملا‌ متمايز هستند، چرا كه گروه پايور هم از لحاظ نوازندگي و هم حس و كوك انگار يكصدا مي‌شدند. هدف ما به هيچ عنوان اين نبود كه خودمان را نشان دهيم به همين خاطر آن تاثير و صدادهي را داشت.

  • چرا تمايل كمتري به ارائه كارهاي با كلا‌م داريد؟

به نظر من موسيقي با كلا‌م و بي‌كلا‌م لا‌زم و ملزوم يكديگرند. ما در حقيقت دو رسالت را انجام مي‌دهيم. مردم ما بايد به موسيقي سازي نيز عادت كنند. توانايي‌هايي كه در يك موسيقي بي‌كلا‌م وجود دارد، در بسياري موارد در موسيقي با كلا‌م نيست. اما در حال حاضر براي خواننده نقش بسيار مهمي را ايفا مي‌كند. البته رسيدن به اين هدف آموزش مي‌خواهد. يكي از اهداف پايور همين بود و ما هم سعي مي‌كنيم كه آن را ادامه دهيم، ضمن آنكه بايد يك نوازنده و خواننده كه در كنار هم قرار مي‌گيرند، از يك درجه و سطح برخوردار باشند. آثار استاد پايور با استاد شجريان جاودان خواهد شد براي اينكه هر دو طرف از قدرت يكساني برخوردار هستند. ‌

  • بدون تعارف، موسيقي ما با مشكلا‌ت فراواني روبه روست، گريزي براي اين بحران وجود دارد؟

من گفتم يك قسمت كار بر عهده هنرمندان است، قسمت مهمتر متوليان هنر هستند اعم از دولتمردان و مراكز مربوط به موسيقي. اصولا‌ در راس هر كاري بايد متخصص امر قرار گيرد. اگر اين كار محقق شود زير مجموعه راه درست خود را رفته است اگر خارج باشد همين نابساماني‌ها وجود خواهد داشت. دولت بايد به مقوله هنر نگاه علمي داشته باشد. هنر اعم از موسيقي، تئاتر و هر هنر ديگر يك علم است و بايد متعاقب آن امكانات لا‌زم و راهكارهاي درست بدهند تا هنر راه خود را ادامه دهد. براي برگزاري كنسرت نبايد تا اين اندازه سنگ‌اندازي وجود داشته باشد، من درد دل بيشتر دارم، اما نخواهم گفت چرا كه خود مسوولا‌ن مي‌دانند

خبر ویژه

مصاحبه ویژه با مدیر وبلاگ

 

 

سنتور سازی اصیل 

 

 

 بزودی

یاد از استاد  فرامرز پایور  کنیم؟

یاد مضراب‌های فرامرز پایور؛ پدر سنتور ایران

 

فرامرز پایور، هر چند که حسرت از نزدیک دیدنش ماند به دلم برای همیشه، یکی از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین آدم‌های زندگی‌ام بود. حالا که از دنیا رفته، یاد آن روزی می‌افتم که دوازده سال پیش خاله‌ی فراموش‌نشدنی‌ام اسمم را کلاس سنتور نوشت و سنتور را با «دستور سنتور» پایور شروع کردم و بعدها «ردیف ابتدایی» و «سی‌ قطعه» و «هشت آهنگ» و پس از آن حتی «قطعات مجلسی» که همین‌طور جزوه‌اش دست‌به‌دست بین دوستان می‌چرخد و هنوز هم به گمانم درست‌وحسابی چاپ نشده و مهم‌تر از همه شاهکار «فانوس» فرامرز پایور را زدم. تصور می‌کنم که هیچ‌کسی در ایران آن‌قدر که فرامرز پایور علم موسیقی داشت، علم موسیقی نداشته باشد. بعدها نت‌نویسی‌های مشکاتیان و کامکارها را برای سنتور دیدم و حتی نت‌نویسی دیگر‌ اساتید به‌نام موسیقی ایرانی را برای تار و سه‌تار و کمانچه و دیگر سازها مقایسه کردم با نت‌نویسی‌های پایور و هنوز گمان می‌کنم که از لحاظ تسلط به علم موسیقی و به ‌خصوص نت‌نویسی و آهنگ‌سازی و سبک کسی به پای فرامرز پایور نمی‌رسد.

نمونه‌اش قطعه‌ی «فانوس» پایور است که باز هم همچون «قطعات مجلسی» به‌گمانم نتش دست‌به‌دست بین علاقه‌مندان می‌چرخد و به‌طور مدون منتشر نشده. «فانوس» قطعه‌ی شاهکاری است که به‌گمانم یکی از اجراهای خوبش هم توسط شاگرد پرآوازه‌ی استاد پایور، سعید ثابت بوده است. یاد آن روزی می‌افتم که سال‌ها پیش بود و با «تیما» قطعه‌ی «فانوس» را بعد از ماه‌ها تمرین برای اولین بار روی سن اجرا کردیم و هنوز نوای به‌یادماندنی این «دوئت» سنتور برای سنتور توی گوش‌هایم هست. مشکاتیان و کامکار را دوست دارم اما پایور چیز دیگری است. سنتور برای من یعنی فرامرز پایور. پایور به نظرم حرفه‌ای‌تر با سنتور برخورد می‌کرد تا هر کس دیگری و این حرفه‌ای بودن هم در سبک و هم در نت‌نویسی‌اش به‌وضوح پیداست. امروز که فهمیدم پایور از دنیا رفت، رفتم سراغ سنتورم، همان سنتوری که صدایش می‌کنند سنتور سبک پایوری و یاد همه‌ی این قطعات افتادم، قطعاتی که خیلی‌هایشان را حالا شاید فراموش‌ کرده باشم اما به‌خوبی می‌دانم که کاری که مارسل پروست کرد در رهایی من از آلبرتین خانم که ماجرایش را پیش از این اینجا نقل کرده‌ام، همان کار را هم سنتور فرامرز پایور با من کرد.

خاطرات بانمکی برایم تعریف کرده‌اند از پایور، اینکه حسابی سخت‌گیر بوده سر کلاس درس و شاید هم کمی بدعنق و اینکه سر راست‌نشستن جلوی سنتور حساس بوده و سر درست مضراب دست گرفتن وسواس نشان می‌داده و اینکه خیلی رک بوده و نظرش را درباره‌ی سنتور زدن کسی همانجا جلوی رویش می‌گفته و از چیزی ابا نداشته و خصوصا اینکه هوای شاگردان دخترش را بیشتر داشته و هزارجور خاطره‌ی دیگر که عاشق همه‌اشان هستم. تلاش کردم ببینمش از نزدیک و دستانش را ببوسم به‌خاطر معجزه‌ای که با مضراب و سنتور می‌کرد، به‌خاطر بیماری‌اش سال‌ها بود که کسی را به‌جز سعید ثابت حضوری نمی‌پذیرفت و حالا رویش را می‌بوسم، همین عکسی که این بالاست

 در یک مقاله خیلی زیبا  در باره استاد بزرگ و پدر سنتور نوازی کشور مان ایران خواندم  با جرأت فراوان می گویم که یادش بخیر یا ان مضرابهایش بخیر وقتی به اثارش گوش میدهم  اشک از پشمانم سرازیر  میشود  یادش بخیر و روحش شاد باد

انتشارات ماهور

عنوان

موضوع

مولف

انتشارات

شابک

دوره ابتدایی سنتور

سنتور - پارتیسیون، سنتور - آموزش

فرامرز پایور

ماهور

964-6409-28-8

دستور سنتور

سنتور - پارتیسیون، سنتور - راهنمای آموزشی

فرامرز پایور

ماهور

964-6409-15-6

ردیف دوره‌ی عالی برای سنتور:چپ كوك

سازهای ایرانی - ردیف - پارتیسیون، سنتور

فرامرز پایور

ماهور

964-8772-13-4

رنگ شهرآشوب در شور: تنظیم برای سنتور

سنتور - پارتیسیون

فرامرز پایور

ماهور

964-6409-97-0

سی قطعه چهار مضراب برای سنتور

سنتور - پارتیسیون، سنتور - راهنمای آموزشی، موسیقی ایرانی - چهار مضراب

فرامرز پایور

ماهور

978-964-6409-40-8

چهل قطعه: پیش‌درآمد، رنگ، چهارمضراب برای سنتور: آثار استادان موسیقی ایران غلامحسین درویش، ابوالحسن صبا، ركن‌الدین‌خان، علی‌نقی وزیری و ...

رنگهای ایرانی - پارتیسیون، سنتور - پارتیسیون، موسیقی ایرانی. پیش‌درآمد - پارتیسیون، موسیقی ایرانی. چهار مضراب

فرامرز پایور، مینا افتاده

ماهور

964-6409-96-2

دوره‌های سنتور ردیف استاد ابوالحسن صبا

آهنگهای بی‌كلام ایرانی، سنتور - پارتیسیون، سنتور - راهنمای آموزشی

پژمان آذرمینا، فرامرز پایور

ماهور

964-6409-39-3

سی و سه قطعه برای سنتور: آثار استادان موسیقی ایران

سنتور - پارتیسیون، موسیقی ایرانی - پارتیسیون، سنتور - آموزش

مینا افتاده

ماهور

979-080-260-409-4

آثار درویش‌خان برای سنتور

سنتور - پارتیسیون، موسیقی - ایران - پارتیسیون، سنتور - آموزش

سامان ضرابی

ماهور

 

ردیف میرزا عبدالله برای سنتور

سنتور - پارتیسیون، موسیقی ایرانی - دستگاهها - ردیف، سنتور - آموزش

مجید كیانی، شهاب منا

ماهور

964-8772-00-2


 
 
 برای ارتباط با ماهور  با این شماره  تماس بگیرید  و کتاب مورد نظر خود را درخواست دهید.

آدرس: تهران-خیابان حقوقی-پلاک ۴۲
تلفن:
۷۷۵۰۲۴۰۰
۷۷۶۴۶۰۰۵
فکس:
۷۷۵۰۶۵۵۳